شير على خان لودى

91

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

فصل اوّل در بيان مصطلحات اقسام قافيه كه اسامى آنها از اين ابيات مفهوم مىگردد : مطلق است و مقيّد و مستور * باز پيوندى از مغالطه دور لازمِ آن دخيل و رِدْف و رَوى * هم ز تأسيس و وصل گشت قوى قافيه آن است كه بناى بيت بر آن باشد . جمع او قوافيست . مشتق از قفو يعنى از پس درآمدن . و به حسب اصطلاح در مفهوم قافيه اختلاف است ؛ بعضى گويند كلمه است ، و بعضى نصف كلمه ، و بعضى يك حرف گفته‌اند ، و اصحّ آنكه عبارت از كلمه است . و نزد بعضى آنچه در هر بيت واجب التّكرار بود . و به اصطلاح طايفه‌اى روىّ و قافيه مرادف است ، و لهذا گويند فلان در قافيهء شعر ، الف يا نون يا واو بسته ، مثلا در اين بيت : شاه و الا شهنشهِ عالم * مفخرِ ملك و خسروِ اعظم در اينجا حرف ميم روىّ است و هم قافيه ، از اينجاست كه گفته‌اند ، نظم : قافيه در اصل يك حرف است و هشت آن را تَبَع * چار پيش و چار پس او نقطه است و دايره